پاسخی به چالش های فکری در بحث امامت و عصمت
40 بازدید
موضوع: امامت و مهدویت
نحوه تهیه : فردی
محل انتشار : معرفت ) اذر و دی 1379 - شماره 37 )(7 صفحه - از 8 تا 14)
تعداد شرکت کننده : 0

اشاره

پیرو توصیه مقام معظّم رهبری مبنی بر نام گذاری سال جاری به نام مبارک حضرت امیرالمؤمنین، علی(علیه السلام)، مجله معرفت نیز مصمم گردید تا مباحث زیربنایی عقیدتی درباره امامت و ولایت را به محضر ارباب معرفت تقدیم دارد. با توجه به شبهاتی که اخیراً در زمینه عقاید اصیل اسلامی به صورت جزوات پراکنده ای، به خصوص در بین نسل جوان منتشر شده، که توطئه ای است علیه نظام اسلامی و حکومت دینی، ضرورت طرح این مباحث دو چندان می شود. بدین روی، در محضر حضرت آیه الله رضا استادی، که سابقه ای طولانی در تحقیق و نگارش مسائل عقیدتی به ویژه مباحث مربوط به امامت و ولایت دارند، شرف حضور یافتیم تا بخشی از این شبهات را پاسخگو باشند. ضمن تشکر از ایشان، حاصل این گفت و گو را تقدیم می داریم.

معرفت: لطفاً به عنوان مقدمه بحث، درباره مفهوم عصمت توضیح دهید؟

آیه الله استادی: پیش از شروع این بحث، لازم است توجه داشته باشیم شبهاتی که اخیراً در مورد امامت مطرح می شود، قطعاً جنبه سیاسی دارد؛ چون به این گونه شبهات پیش از این نیز بارها پاسخ داده شده است اگر کسانی منصف باشند، این ها را مجدداً تکرار نمی کنند، اما در هر حال، این مفهوم گرچه تقریباً برای همه روشن است، اما می توان گفت: آنچه از عصمت مقصود ماست از حیث زمان، سه جنبه دارد؛ مثلاً، درباره امام حسین(علیه السلام)می توان گفت: امام حسین(علیه السلام)از وقتی که به امامت رسید تا پایان عمر معصوم بود یا بگوییم: ایشان از وقتی به سن بلوغ ـ اصطلاحی ـ رسید و مکلف گردید تا پایان عمر معصوم بود و یا آن که بگوییم: ایشان از آغاز تولد تا پایان عمر معصوم بود. مفهوم عصمت بین این سه احتمال جاری است. مشهور بین علمای شیعه این است که ائمّه اطهار(علیهم السلام)از آغاز تا پایان عمر معصوم بوده اند. در این جنبه از عصمت نیز مسائلی مطرح است که مثلاً آیا آنان در تمام افعال و اقوال خود معصوم بوده اند یا فقط در آنچه مربوط به تبیین دین و اداره جامعه دینی بوده است و نه مسائل شخصی زندگی شان؟ برخی پیامبران و ائمّه اطهار(علیهم السلام) را در همه افعال و اقوال خود معصوم می دانند و برخی دیگر آن ها را فقط در مسائل مربوط به تبیین دین و هر چه مربوط به اداره جامعه دینی است دارای عصمت می شمرند. دسته اخیر معتقدند که لزومی ندارد آنان در زمینه مسائل شخصی مربوط به زندگی خودشان عصمت داشته باشند. برخی دیگر نیز ممکن است بگویند اصلاً آنچه را ادلّه عقلی ایجاب می کند این است که پیغمبر و امام در تلقّی مسائل مربوط به دین و حفظ و بیان مطالب دینی معصوم باشد، اما حتی در اداره جامعه هم ممکن است مثل یک حاکم، گرفتار لغزش گردد. بنابراین، در این زمینه، سه نظر وجود دارد. ما معتقدیم که عصمت تعمیم دارد؛ یعنی پیامبر و امام در هر سه جنبه، معصومند: هم در مسائل شخصی، هم در اداره جامعه و هم در تبیین مسائل دینی.

معرفت: آیا ممکن است یک انسان معمولی از اول تولدش معصوم باشد و هیچ خطایی نکند؟

آیه الله استادی: برخی عصمت را صددرصد اکتسابی می دانند و این موضوع را با دلیل عقلی یا نقلی یا هر دو اثبات می کنند. اما در این که آیا این مسأله می تواند اعطایی بودن عصمت در دوران پیش از بلوغ را به طور کلی نفی کند ـ چون در آن دوران کسبی نیست ـ تهافت و تنافی وجود دارد؛ زیرا معمولاً امام(علیه السلام) تا آن جا که صورتاً کودک است، برایش کسب معنا ندارد و این امتیاز که اعطای خدای متعال به اوست، اکتسابی نمی باشد. بر این

اساس، عمر معصوم را دو قسمت می کنیم: یک قسمت آن که می تواند در حال اکتساب باشد و یک قسمت آن که نمی تواند در حال اکتساب باشد. آیا تنافی دارد که کسی بگوید بخشی از عمر آن ها برای کسب عصمت بوده است ـ ما دلایلی داریم که معصومان با تلاش و کوشش خود نگذاشتند گرفتار لغزش شوند ـ اما از سوی دیگر، با دلایل دیگری ثابت کنیم که خدای متعال پیش از آن، عصمت را به آن ها عطا کرده است؟ عصمت مانند بعضی از فضایل اخلاقی و روحی می تواند هم اکتسابی باشد و هم اعطایی. هیچ مانعی وجود ندارد که وقتی کودک به دنیا می آید از آغاز، با دیگران از حیث شجاعت فرق داشته باشد. شاید ماه اول ما نتوانیم این ادعا را مطرح کنیم، ولی یک سال یا دو سال که گذشت، می بینیم با بچه های دیگر فرق دارد. این شجاعت اکتسابی نیست، در عین حال، هیچ منافاتی هم ندارد به جایی برسد که خودش نیز شجاعت تحصیل کند؛ یا در زندگی بر سر دوراهی قرار بگیرد که برخی عوامل زندگی موجب شود که قدری کوتاه بیاید و فضایلی را از دست بدهد. این ها با هم تنافی ندارد. نباید بگوییم اگر کسی از بدو تولد عصمت داشت، دلیل جبری بودن آن است. اصلاً تعبیر «جبری» و «اختیاری» درباره عصمت درست نیست، بلکه باید بگوییم «عصمت اعطایی» و «عصمت اکتسابی».

در بحث عصمت، سخن دیگر این است که امام و پیغمبر گناه فقط نمی کند یا گناه و اشتباه نمی کند. این بحث ها در حول و حوش آن چیزی مطرح می شود که ما از عصمت اراده می کنیم و می گوییم که امام یا پیامبر معصوم است. من خود معتقدم که عصمت آن ها هم از حیث زمان تعمیم دارد، هم از حیث افعال و اقوال تعمیم دارد و هم از حیث گناه و اشتباه. این موضوع با ادّله عقلی و نقلی قابل اثبات است.

در این جا، این بحث پیش می آید که آیا عصمت از گناه و اشتباه، چه در دایره وسیعش، چه در دایره متوسطش و چه در دایره کوچکش، منحصر در انبیا و أئمه(علیهم السلام) است یا دلیلی بر انحصارش نداریم؟ باید توجه داشت که اثبات غیر از ثبوت است. ما اگر درصدد اثبات باشیم، نمی توانیم عصمت را چه در دایره محدودش و چه در دایره وسیعش برای غیرائمه و پیغمبر(صلی الله علیه وآله)اثبات کنیم. اما ثبوتاً بر این موضوع، هیچ دلیلی نداریم. مرحوم شعرانی در یکی از کتاب های خود می نویسد: حضرت زینب(علیها السلام)معصوم است. او می گوید: اصلاً نمی شود از امیرمؤمنان(علیه السلام) و فاطمه(علیها السلام) فرزندی غیرمعصوم متولد شده باشد. یکی از استادان معروف فلسفه و کلام اکنون دلیلی ارائه کرده است که ما غیر از چهارده معصوم(علیهم السلام) پانزدهمی هم داریم. این ضرری به هیچ جا نمی زند و هر کسی بتواند ادّله ای اقامه کند قابل قبول است. بعضی ها از تعبیراتی که در زیارت نامه حضرت علی اکبر(علیه السلام) آمده و دال بر تطهیر است، عصمت ایشان را اثبات می کنند؛ در متن زیارت نامه ایشان از قول حضرت علی بن الحسین(علیه السلام)آمده که شما مشمول آیه تطهیر هستید. اگر این جمله از امام باشد و امام، حضرت علی اکبر(علیه السلام) را این گونه معرفی کرده باشد، پس او هم معصوم بوده است. ولی ما درباره غیر از چهارده معصوم دلیل اثباتی نداریم، مورد ابتلای ما هم نیست که بخواهیم اثبات کنیم که تعدادشان بیش تر است. بنابراین، یکی از بحث هایی که گاهی مطرح می شود این است که عصمت منحصر به چه کسانی است؟ در این زمینه، ما دلیل اثباتی داریم که انبیا و ائمّه اطهار(علیهم السلام) از جمله فاطمه زهرا(علیها السلام) و به نظر برخی از علما، یکی دو نفر دیگر معصومند. ولی در مورد دیگر انسان های وارسته و پاک که پدران و مادرانی وارسته دارند، اگرچه دلیل اثباتی نداریم، اما عصمت آن ها بعید نیست؛ مثلاً، ابن طاووس در وصیت نامه خود به طفل خردسالش سفارش هایی می کند که وقتی انسان آن ها را در نظر می گیرد متوجه می شود که آن بیت، بیتِ قداست و پاکی بوده که با بچه خردسالش چنین حرف هایی می زند؛ مثلاً، به فرزندش می گوید: اگر مشکلی داری بنویس و زیر متکای خودت بگذار، جوابش را خواهی دید؛ یعنی امام زمان(علیه السلام)جواب تو را می دهد. این پیداست که آن خانه، خانه پاکی بوده است. هیچ بعدی ندارد که در غیر معصومان خاص،افرادی از اول تکلیف معصوم بوده باشند.

معرفت: با توجه به آنچه فرمودید، آیا می توان گفت حصر معصومان در چهارده یا دوازده نفر در مقام اثبات است و جنبه نقلی دارد، اما عقلاً و ثبوتاً حصری در عصمت نداریم؟

آیه الله استادی: بله، همین طور است. اگر دلیلی بر معصوم بودن شخص دیگری غیر از این ها اقامه شود، کسی نمی تواند آن را محال بداند، بلکه فقط به دلیل اثباتی نیاز دارد. اگر این مسأله ثبوتاً اشکال داشت، کسی دلیل اثباتی هم می آورد ما قبول نمی کردیم.

معرفت: اگر در عصر حاضر، معصومی را پیدا کردیم و خواستیم به حرف هایش عمل کنیم، با توجه به این که غیر از چهارده معصوم است، چه باید کرد؟

آیه الله استادی: یکی از بحث های عصمت همین است که هر جا عصمت

کسی به صورت احتمالی یا یقینی برای دیگری مطرح باشد، ولی نخواهد متن دینی را از او بگیرد، این برای او قابل قبول است. اما هر جا عصمت کسی مطرح باشد که دیگری بخواهد به اتکای آن، مطلب دینی از او بگیرد این شناخت فرع بر آن است که پیغمبر یا امام یا قرآن فرموده باشد، وگرنه هیچ منصفی نمی تواند یقین کند آنچه را او به عنوان دین بیان می کند، درست باشد؛ چون عصمتی که افراد با ادلّه معمولی به آن می رسند، عصمت گذشته است، نه عصمت آینده و معمولاً عصمت از گناه است، نه عصمت از لغزش؛ یعنی مثلاً می توان گفت پنج یا ده سال است که از شخصی مکروهی ندیده ایم. اما هیچ وقت نمی توانیم ادعا کنیم که در آینده هم همین طور خواهد بود. مطالب دینی را ما باید از کسی بگیریم که در حال و آینده اش معصوم باشد. ولی معصوم بودن کسی که نمی خواهد مأخذی برای دین باشد، در آن بحثی نیست.

معرفت: آیا علم به غیب منحصر به خدا و پیغمبر است؟

آیه الله استادی: ما منکر نمی شویم که ممکن است بعضی علم غیب داشته باشند، ولی علم هایی که افراد معمولی به غیب دارند، دایره اش نمی تواند مطلق باشد؛ یعنی نمی توانند بگویند که ما همه چیز را می دانیم، علم آن ها ـ به تعبیر ما ـ موجبه جزئیه است، می توانند بگویند بعضی از مطالبی که شما نمی دانید و برای شما غیب است، ما می دانیم، وگرنه غیب مطلق برای خدای متعال و کسی است که دلیل اثباتی داشته باشیم که خدا آن را در اختیار او گذاشته است؛ مثل مسأله عصمت.

معرفت: آیا عصمت جبری است یا اختیاری؟

آیه الله استادی: این تعبیر مناسب نیست، باید بگوییم آیا اعطایی است یا اکتسابی؟ اما این بحث یک مقدمه لازم دارد و آن این که اگر اعطایی باشد فضیلت به حساب می آید یا خیر؟ به نظر می رسد اشتباهی که برخی مرتکب می شوند این است که تصور می کنند اگر عصمت اعطایی باشد فضیلت نیست. این حرف درستی نیست. در تمام فضایل اخلاقی و آنچه که در جامعه فضیلت شمرده می شود این گونه است که برخی تلاش کرده و چیزی را به دست آورده اند و بر ما برتری دارند و برخی تلاش نکرده بر ما برتری دارند؛ در کلاس درس هم کسانی که بر دیگران برتری دارند یا استعداد خود را با زحمت به اوج رسانده اند و یا از ابتدا دارای استعداد بوده اند و نیازی به تلاش نداشته اند. در شجاعت و زیبایی و دیگر فضیلت ها هم به همین صورت است. بنابراین، این سخن زیاد شنیده می شود که اگر عصمت اعطایی (جبری) باشد، پس چه فضیلتی است. در این صورت، امیرمؤمنان(علیه السلام) چه فضیلتی بر دیگران دارد؟ این یک مغالطه است؛ یعنی ائمّه اطهار(علیهم السلام) هر یک به مقدار امتیازی که دارد البته ممدوح است، به شرط آن که با تلاش و کوشش به دست آمده باشد. اما این که بگوییم اگر تلاش نباشد، اگر اکتسابی نباشد، اصلاً فضیلت هم نیست، این یک حرف خلاف واقع است؛ یعنی هر کس به خودش مراجعه کند، خودش یا دیگران را ارزیابی کند، می بیند برخی از امتیازات موجود در افراد اکتسابی است و برخی اعطایی اما این گونه نیست که بگوییم هر کدام اکتسابی است ارزش دارد و هر کدام اعطایی است ارزش ندارد. درست این است که بگوییم: امتیاز اکتسابی فضیلت است یا امتیاز اعطایی؟ البته ممکن است بگوییم اکتسابی فضیلت بیش تری دارد؛ چون خودش در آن بیش تر دخالت داشته است. اما با توضیحی که عرض کردم اگر عمر ائمّه(علیهم السلام) را دو قسمت کنیم، هیچ مانعی ندارد که بگوییم از آغاز تا پاسی از عمر، از عصمت اعطایی برخوردار بودند، ولی از آن به بعد عصمت اکتسابی. اگر کسی استبعاد کرد که آن ها نمی توانند عصمت اکتسابی داشته باشند، چون طبع انسان جوری است که هر قدر تلاش کند باز هم گرفتار اشتباه می شود پاسخش این است که نه، چنین نیست. هر کسی در زندگی خودش در موارد خاصی مصونیت دارد و این مصونیت هم اکتسابی است؛ هر کس هر مقدار هم آلوده و گرفتار گناه باشد، در بعضی چیزها ـ هم خودش می داند و هم دیگران می دانند ـ مصونیت دارد و این جبری نیست، اعطایی هم نیست. فرض کنید کسی هر قدر هم به مسائل بهداشتی توجهی نداشته باشد به هیچ وجه امکان ندارد که اگر یک کاسه لجن به او بدهیم، برای رفع تشنگی از آن استفاده کند. این نیرو اختیاری است؛ جبری در کار نیست، او به اختیار خودش مصونیت دارد، یعنی در عین این که بعضی جاها مرتکب اشتباه می شود، در جاهای دیگر مصونیت دارد. پس اگر یک مورد پیدا کردیم که شخصی از خوردن لجن ـ به طور کلی ـ مصونیت دارد، هم خودش و هم دیگران قسم می خورند که او در طول عمرش چنین کاری نکرده و نخواهد کرد، در همان حیطه عصمت دارد. از این فراتر، کسی است که از غذاهای آلوده هم استفاده نمی کند؛ چون بینشش زیادتر است،... ادامه در لینک

آدرس اینترنتی